تبليغاتX
CUAUHTEMOC

CUAUHTEMOC

PARADOXICAL

انسان ها دو دسته اند :
كساني كه از زندگي خود خشنودند
و
كساني كه مي نويسند.
من
.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 0:53  توسط HEAUTON TIMOROUMENOS  | 

نمي توانم تو را اسير خاك ببينم

آن قدر اوج خواهم گرفت
كه يا پرواز بياموزي
يا ديگر نتوانيم همديگر را ببينيم
من
.
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 20:49  توسط HEAUTON TIMOROUMENOS  | 

بهشتي برايم ساختي كه دوست داشتنت ميوه ممنوعه اش بود
اگر آن را مي چيدم به زمين مي افكنديم
واگر نمي چيدم محكوم بودم به دوست نداشتنت
........
اكنون
با حواي خاطراتت
روي زمين مي زيم
و ميوه ممنوعه در سينه ام مي تپد
من
.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 0:0  توسط HEAUTON TIMOROUMENOS  | 

من و تو
حتي اگر دو خط موازي باشيم
باز در بي نهايت به هم مي رسيم
من ايمان دارم
من
.
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 17:56  توسط HEAUTON TIMOROUMENOS  | 

كاش به زلالي آينه نبودي
تا ذره اي از انوار محبتم را حس مي كردي.
من
.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 12:46  توسط HEAUTON TIMOROUMENOS  | 

انجماد روحم به قلمم رسيده
....
من
.
+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 22:57  توسط HEAUTON TIMOROUMENOS  | 

به سان پوسته آهکی یه تخم مرغ
حراستت کردم تا بزرگ شوی
تا خودت شوی
....
امروز درد عظیمی تمام وجودم را فرا گرفت
تو به من نوک زدی
و در من نقطه ای فرو ریخت

و برای تو
نقطه ای نورانی جلوه گر شد

نقطه آغاز تو
نقطه پایان من
من
.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 20:41  توسط HEAUTON TIMOROUMENOS  | 

.....
بابا آب داد.
بابا نان داد.
.....
بابا بصیرت نداد.
بابا اندیشه نداد.
.....
من آب ندارم.
من نان ندارم.
.....
من
.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 19:51  توسط HEAUTON TIMOROUMENOS  | 

تو چونان ابراهیم
بت های مرا یک به یک شکستی
و خود بت ذهن من شدی.
اما
دریغ!
که از خود شکستن عاجزی.
من
.
+ نوشته شده در  جمعه نهم فروردین 1387ساعت 13:12  توسط HEAUTON TIMOROUMENOS  | 

مستاجرین خوبی نیستید:
هر یک میخی به دیوار دلم می کوبید و می روید؛
غافل از اینکه جای آن همیشگی است.
من
.
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 22:43  توسط HEAUTON TIMOROUMENOS  |